چکیده مطلب:
ویژگی شخصیت هیستریانیک(شخصیت نمایشی). آیا می توان با شخصیت نمایشی ازدواج کرد؟ چرا عاشق شخصیت نمایشی میشیم؟ چه چیزی موجب شکل گیری شخصیت نمایشی می شود؟ به همراه داستان واقعی. مقاله : شخصیت مرزی (شخصیت طوفانی) در سایت اوکی مد رو حتماً مطالعه کنید.

ویژگی شخصیت هیستریانیک یا همان شخصیت نمایشی :

1- تا حالا ضرب المثل طبل تو خالی صدای بلندتری داره رو شنیدید؟ ویژگی های شخصیت نمایشی به خوبی در این گفته خلاصه میشه.شیوه زندگی و منش چنین شخصیتی الزاماً سر و صدای زیاد و ظاهری جذاب داره .اما در عوض فاقد محتوا و باطنی عمیق می باشد.
2- شخصیت نمایشی اگر در موقعیت هایی قرار بگیرد که مرکز توجه دیگران نباشد،معذب و ناراحت می شود.
3- شخصیت نمایشی در برخورد با دیگران اغلب رفتارهایی گمراه کننده و تحریک آمیز نشان می دهد.
4- شخصیت نمایشی رفتارش اکثراً سطحی هست و به سرعت تغییر می کند.
5- شخصیت نمایشی از جذابیت ظاهری خود برای جلب توجه استفاده می کند.
6- شخصیت نمایشی به کلی گویی علاقه داره و تو صحبتاش به جزئیات اهمیتی نمیده.
7- شخصیت نمایشی اکثراً رفتارهای هیجانی،نمایشی و اغراق آمیز دارد.
8- شخصیت نمایشی به شدت تحت تاثیر نظرات دیگران قرار می گیرد.
9- شخصیت نمایشی روابطش رو صمیمی تر و پرشورتر از آنچه که واقعاً هست ،می دونه.

 

چرا جذب شخصیت نمایشی (هیستریانیک) میشیم؟

1- لازم است بی پرده صحبت کنیم،برای بعضی از ما ارضای نیاز های جنسی کافی است.حتی اگر در رابطه ای باشیم که نیاز های احساسی و فکری ما در اون نادیده گرفته میشه .
در هر حال حقیقت اینه که رابطه با شخصیت نمایشی شما رو به چیزی فراتر از تنوع و هیجان جنسی نمی رسونه .اگر جزء اون دسته از افرادی هستید که ظرفیت یا نیاز فکری و احساسی ندارن ، ممکن است در این رابطه کاملاً خوش حال و راضی باشید.
2- اون دسته از افرادی که نادیده گرفتن نیازهاشون عادتشونه می تونن خودشون رو به راحتی گرفتار و دربند کسانی ببینند که به شدت محتاج توجه هستند.
3- دلیل دیگه ای که میتوان در توجیه علاقمندی شما به شخصیت های نمایشی عنوان کرد اینه که خود شما هم توجه طلب هستید و به کسانی علاقمند میشید که درست مثل شما به ظاهر خود و جلب توجه دیگران اهمیت زیادی قائل می شن.
احتمالاً این ضرب المثل معروف رو شنیدید: کبوتر با کبوتر ، باز با باز ! بازیگران اکثراً به یکدیگر علاقمند میشن چون اونها محرک ها و نیاز هایی را که مختص شخصیت نمایشی است رو به خوبی درک میکنن .این حقیقت ممکن است در مورد شما هم صدق کنه ، بویژه اگر پی می برید که به برقراری رابطه با شخصیت های نمایشی تمایل دارید.

personality-22

4- اگر چه نوعاً انسان هیجان طلبی نیستید اما شیفته کسانی میشید که این ویژگی رو دارن .شاید شور و حرارت شخصیت نمایشی به زندگی و رنگ و لعابی که به اون میدن نشاط آوره.

 

داستان آقای تام رو به نقل از کتاب زیر برای شما دوستان قرار میدم تا شناخت کاملی از اختلال شخصیت هیستریانیک یا همان شخصیت نمایشی پیدا کنید .
(Book: Crazy love (dealing with your partner’s problem personality
Writer: Brad Johnson and Kelly murray

 

داستان آقای تام
باید به نصیحت دوستام گوش میدادم و با بتی رابطه برقرار نمیکردم. اولین بار اونو تو یه کافی شاپ دیدم . باید اعتراف کنم با دیدنش نفسم تو سینه حبس شد. بسیار زیبا و فریبنده بود. بلند قد،با موهای مشکی و اندامی بسیار زیبا. در کنار دوستام نشسته بودم و همه در حال تفریح و خوش گذرونی بودیم . علیرغم اینکه مردان زیادی اونجا بودن اما بتی به سمت من اومد و شب رو با من گذروند.

قبل از ترک اونجا شماره تماس خودم رو بهش دادم . من توی یه منطقه تجاری مشغول به کار بودم و حقوق خوبی دریافت می کردم. دوستان زیادی اطرافم بودن و زندگی اجتماعی پرشوری داشتم . با افراد مختلفی رابطه عاشقانه برقرار میکردم و با اکثریت اونها شیوه زندگی مشابهی داشتم .

هنوز اون رابطه و وابستگی عمیق و واقعی رو با کسی احساس نکرده بودم. فقط از این خوش حال بودم که میتونستم کنار دوستام اوقات خوبی رو بگذرونم . میدونستم سرانجام یه روز دختر مورد علاقه ام رو پیدا می کنم ولی به هیچ وجه عجله نداشتم .

بتی چند روز بعد با من تماس گرفت و قرار گذاشتیم همون شبی که او مرخصی داشت همدیگر رو ببینیم .وقتی قدم به رستوران گذاشت . اون رو مثل قبل زیبا و فریبنده یافتم . و باید بگم کاملاً مجذوبش شدم .به هیچ وجه خجالتی نبود و در واقع کمک کرد اون شرم و دست پاچگی که در اولین قرار ملاقات به وجود میاد کاملاً فروکش کنه.

خیلی سریع همه چیز رو درباره زندگی ، خانواده ، رویاها و برنامه آیندش با من در میون گذاشت. به من گفت که چقدر دوست داره ازدواج کنه و صاحب چند تا بچه بشه. اگه تا اون حد مجذوبش نشده بودم حتماً از اینکه چطور همه چیز بین ما به سرعت شروع شد وحشت زده و مردد میشدم .

اون شب شام رو با هم خوردیم و بعد به خونش رسوندمش . همه چیز ظاهراً درست پیش می رفت و رابطه ما بسیار نزدیک تر شد . او گستاخ و بی پروا بود و نسبت به دختران دیگه ای که قبلاً باهاشون رابطه داشتم رک و آزادتر بود. درسته که شب بسیار خوبی رو باهاش گذروندم اما انتظار نداشتم تکرار بشه.

قادر نبودم بهش فکر نکنم و در حالی که می دونستم کار درستی نیست باهاش تماس گرفتم و خیلی زود دوباره با هم ارتباط برقرار کردیم .در ابتدا به هیچکدوم از دوستام موضوع دوستی خودم با بتی رو نگفته بودم . میدونستم که با پی بردن به این موضوع،به خاطر رابطه با یه دختر جلف به سختی سرزنشم می کنن. نمی خواستم با این موضوع رودررو بشم.

از درون احساس می کردم فکر بیماری دارم چرا که به خوبی میدونستم بتی مناسب من نیست. اما او به طور قطع پرانرژی و سرگرم کننده بود و به راحتی می شد باهاش رابطه داشت. به نظر می رسید واقعاً منو دوست داره و به تمام کارها و صحبت هام علاقه مند هست. وقتی لباس های جدیدی می خرید عاشق این بود که اونا رو بپوشه و به من نشون بده .رابطه ما به طرز باور نکردنی نزدیک تر شده بود. و بیشتر اوقات رو با هم سپری می کردیم.

بتی اصرار زیادی داشت تا دوستام رو ببینه و باهاشون آشنا بشه و تو برنامه تفریحیشون شرکت کنه.یه شب تصمیم گرفتم اونو با خودم به مهمونی یکی از دوستام ببرم. اون شب از لباس های جلف و آرایش زننده ای استفاده کرده بود ،دلم می خواست ازش بخوام که ظاهر خودشو تغییر بده اما نمی خواستم ناراحتش کنم.

دوستام با دیدنش جا خوردن و خیلی تلاش کردن که مودبانه رفتار کنن.بعد از صرف نوشیدنی ،بتی رفتار های زننده اش رو شروع کرد.صحنه بدی به وجو اومده بود که اصلاً دلخواه من نبود. وقتی به رستوران یا اماکن عمومی می رفتیم ،او بلند حرف می زد و دوست داشت توجه همه رو به خودش جلب کنه.

personality-25

یه روز دندانپزشک خودش رو توی کنسرت دید. او را به عنوان “دوست عزیزش” به من معرفی کرد و یک لحظه هم ازش جدا نمی شد. از این کارش واقعاً متعجب نشدم اما دست پاچه و معذب شده بودم.عادت داشت آشنایی و نزدیکی اش را با همه (بویژه افراد سرشناس و با نفوذ) بزرگ و عمیق جلوه بده.

بسیار دوست داشت تظاهر کنه که با افراد مشهور در ارتباطه و این امر براش عادی و پیش پا افتاده است. باورم نمیشه که چطور اون همه مدت این موضوع رو نادیده می گرفتم .شغلش طوری بود که باید با مردان روابط اجتماعی خوبی برقرار می کرد. از این موضوع ناراحت بودم، اما به من اطمینان می داد که چون حقوق خوبی دریافت می کنه تو این کار مونده.

اما منظورم اینه که او خودش با دیگران بسیار گرم و صمیمی رفتار می کرد اما در عوض اگه من بدون او با دوستام بیرون می رفتم بسیار عصبی می شد و تا چند روز باهام حرف نمی زد تا اینکه با خواهش و تعریف و تمجیدهای زیاد من از این موضوع می گذشت.

وقتی بهش توصیه کردم که کمی از وقت آزادش رو با دوستاش بگذرونه ، گفت که میانه ی خوبی با دخترها نداره. از چیزی که شنیدم بسیار متعجب شدم! هنوز هم عصبانی ام که چرا شش ماه از زندگیم رو رها کردم تا با او باشم.

در ابتدا از اینکه می دیدم چه طور عاشق خوش گذرونی و حرف زدن است ،علاقمند می شدم. اما وقتی بحث درباره موضوعات مهم (مثل سیاست یا حوادث روز دنیا) رو شروع می کردم .اصلاً مایل به ادامه صحبت نبود. او هیج نظر یا عقیده ای درباره مسائل جدی و معنی دار نداشت.

اما در عوض اگر درباره مد روز و مدل های آرایش ازش سوال می پرسیدی میتونست ساعت ها دربارش حرف بزنه ،گاهی اوقات سعی می کرد درباره سیاست یا مسایل مذهبی اظهار نظر کنه اما وقتی سعی کردم با او راجع به آن موضوع بحث کوتاهی کنم،چیزی برای دفاع از عقیده ای که در ابتدا بیان کرده بود نداشت.او حقیقتاً زیبا بود اما پشت اون ظاهر فریبنده دنیایی کم عمق و پوچ وجود داشت.

دوستام به تدریج به خاطر رابطه با بتی منو طرد کردن و به همین دلیل منو به مهمونی هاشون دعوت نمی کردن .احساس می کردم یه زندگی پنهونی رو سپری می کنم . از طرفی باید رابطه با او را پنهون می کردم و از طرف دیگه با آوردن بهانه های مختلف بهش توضیح می دادم چرا اونو برای ملاقات با دوستام همراه خودم نمی برم.

شرایط به وجود اومده خارج از قدرت تحملم بود و اگر حقیقت رو بخوایید بتی خسته کننده و ملال آور شده بود ، تمام روز و شب من به او ختم می شد و من دیگه نمیتونستم جوابگوی توقعات بالای او باشم .کار به جایی رسید که با او بودن غیرقابل تحمل شده بود و دیگه نمیتونستم وقتم رو با او بگذرونم .یه روز که کاملاً خسته و درمانده شده بودم به رابطه ام با او خاتمه دادم.

بعد از جدایی ،رفتارهای احساسی شدیدی که به منظور جلب توجه و محبت دوباره من نشان می داد غیر قابل کنترل بود، با التماس از من می خواست به او توجه نشون بدم .خوشبختانه موفق شدم تصمیمی که گرفته بودم رو عملی کنم و برای همیشه از این رابطه خارج بشم.

هیچ چیز به اندازه بیرون رفتن بتی از زندگیم نمیتونست خوش حالم کنه . تمام نمایش های ساختگی و احساسات و هیجانات افراطی به پایان رسید .خودم رو خوشحال تر و از لحاظ احساسی با ثبات تر از قبل پیدا کردم . در حال حاضر دخترانی را برای رابطه انتخاب می کنم که سرگرم کننده نیستن (و شاید کمی کسل کننده به نظر برسند) و شغل و زندگی عادی دارند.

 

چه چیزی باعث شکل گیری شخصیت نمایشی می شود؟

1- شخصیت نمایشی در کودکی در محیطی بزرگ شده اند که شیوه فرزندپروری غلطی در آن حکم فرما بوده.
2- شخصیت نمایشی از سوی والدین خود بی اعتنایی و بی توجهی دریافت کرده و نیز شاید گاهی اوقات برای رفتارهای خودنمایانه اش پاداش و تحسین دریافت کرده .
3- شخصیت نمایشی ممکن است از نبود رسیدگی و توجه مادرانه رنج برده و در نتیجه مجبور شده با رفتار نمایشی (یعنی توجه و محبت از دیگران) نیاز خودشو برآورده کنه.
4- شخصیت نمایشی خیلی سریع یاد می گیرن که چگونه دیگران رو فریب بدن تا توجه و مراقبت عاطفی اونها رو از آن خود سازد.
5- نهایتاً تحقیقات حاکی از آن است که شخصیت نمایشی در محیط رشد خود،برای رفتارهای خودنمایانه خود یک الگو داشته اند،یکی از والدین آنها به همین اندازه مهرطلب ،دمدمی و بی ثبات بوده است.

 

ازدواج با شخصیت نمایشی چه پیامد هایی دارد؟

1- نیاز های شما بی پاسخ مانده ، صرفاً به این خاطر که او کانون توجه دیگران قرار بگیرد.
2- نحوه ارتباط برقرار کردن شخصیت نمایشی با دیگران (بویژه جنس مخالف) گمراه کننده و تحریک آمیز است.
3- شخصیت نمایشی قادر نیست احساسات عمیق و پایدار نسبت به شما داشته باشد.
4- شخصیت نمایشی از ظاهر خود به عنوان وسیله ای برای مهرطلبی و جلب توجه دیگران استفاده می کند.
5- شیوه ارتباط برقرار کردن شخصیت نمایشی، ساختگی و غیر واقعی است.
6- بسیار ساده میتونید افکار،احساسات و عقاید شخصیت نمایشی رو تحت تاثیر قرار بدید.
7- شخصیت نمایشی تصور میکنه تمام روابطش صمیمی تر و نزدیکتر از حد معموله.
8- ارتباط با شخصیت نمایشی به این معناست که باید آماده باشید او را (دست کم از نظر عاطفی-احساسی) با هر کسی که بهش نزدیک بشه قسمت کنید، خواه این شخص یه دوست ، یک آشنا یا حتی یه غریبه باشه.

personality-23

 

دانلود نسخه pdf مقاله : شخصیت هیستریانیک (شخصیت نمایشی)+داستان واقعی personality

نوشته شده در تاریخ : 1398/07/16